ایران و منظر ایرانی

  • آموختن

بی گمان در حوزه دانش منظر توجه به آموختن و دانستن تجارب جهانی، در نظر و عمل از ویژگیهای انسان جستجوگر و دانش محور است که پند بزرگان ایران پیوسته اشارت به آن داشته و حدودی برای آن ترسیم نکرده و کردار نیکو و ادب را نیز همراه آن کرده است.

میاسای ز آموختن یک زمان                ز دانش میفکن دل اندر گمان (فردوسی)

یک منبع یونان باستان می گوید: “در حالی که ما به فرزندان خود علم می آموزیم، ایرانیان به فرزندان خود فضیلت می آموزند”. این فضیلت همراه دانش، همان گوهر فرهنگ ایرانی است که امروز در منظر ایرانی دستمایه راهبردی ما است. منظر طبیعی ایران با ویژگیهای جغرافیایی، جانوری، گیاهی، تنوع طبیعی و اقلیمی خود، که آن را بی مانند کرده، بدون مردمانش کامل نمی شود. مردمانی همنوا با گونه هایی که یاد شد. با گویش ها، چهره ها، آداب و رفتار و جهان بینی خود، آمیزه ای بی بدیل از فرهنگ ایرانی را پدید آورده و در درازای زمان یک اندر دگر جوش خورده است. این رسم باید در انجمنی از فرهیختگان علم جدید منظر پی گرفته شود.

  • منبع بی پایان

جهان امروز شاهد دستاوردهای نظری در علم معماری منظر و کاربردهای آن در طراحی و بهره گیری از فرصتهای به جا مانده در ایجاد فضاهایی در مقیاس و شأن انسان است. انسانی که جزئی از اکوسیستم جهانی است. شاید این گفته خطا نباشد که به جای “جهانی فکر کردن و محلی عمل کردن” که این معنی را هم می دهد: “در مقیاس محلی، پاره ای از آنچه در جهان معمول است بهتر است انجام شود” بینشمان این باشد که: “با دانش جهانی آشنا باشیم و در تصمیم گیری و طراحی نه خودخواه بلکه خودباور باشیم. دیوارهای تردید را فرو بریزیم، به خودی ها استناد کنیم و از خودها الهام بگیریم.” که ایران سرزمینی است با ملل و بومرنگهای گونه گونه که گذشت روزگاران آن را درهم بافته و فرهنگ ایرانی از آن پدید آمده است. منظر ایرانی دریای ژرفی است که برای اعتلای جامعه باید از آن بهره جست.

  • فضیلت ایرانیان

زمانی که سخن از منظر ایران پیش می آید بی درنگ فرهنگ، منش و آداب ایرانی که بیگانگان نیز آن را دریافته اند به میان می آید. در رفتارشناسی ایرانیان به نقل از هرودت آمده: “بعد از دلاوری در جنگها و نبرد با دشمنان بالاترین اصل را به دنیا آوردن فرزند و پرورش نیکوی آن می دانند”. گزنفون می نویسد: “همه ایرانیان می توانستند کودکان خود را به مدرسه بفرستند، نتیجه این کار پارسیان این است که از تن پروری دوری گزینند و ادب اجتماعی را حفظ کنند”.
آنچه نزد ایرانیان بارز است فضیلت است که برتر آمده و اینکه ایرانیان اصیل شیفته ایرانند و سرزمین خود را زیباترین می دانند و به آنچه در اوست دلبسته اند. منظر ایرانی نیز از این زاویه تعریف می شود:

به کعبه رفتم و آنجا هوای کوی تو کردم               جمال کعبه تماشا بیاد روی تو کردم
چو حلقه در کعبه بصد نیاز گرفتم                       دعای حلقه گیسوی مشکبوی تو کردم
مرا به هیچ مقامی نبود غیر تو نامی                   طواف و سعیی که کردم به جستجوی تو کردم

دلبستگی به سرزمین ایران که مایه فضیلت ایرانیان شناخته می شود، سنتی است که باید آهنگ رشد جوانان و انجمن علمی معماران منظر ایران را به انتظام خود درآورد. این پندی است که تاریخ ایران در تعیین رویه ها و نگرش ها به فرزندان بوم خود آموخته است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *